۱۹ خرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۳۸:۳۴

پر معني ترين كلمه "ما" است
آن را بكار ببنديم

عميق ترين كلمه "عشق" است
به آن ارج بنهيم

بي رحم ترين كلمه "تنفر" است
آن را از بين ببريم

سركش ترين كلمه "هوس" است
با آن بازي نكنيم

خود خواهانه ترين كلمه "من" است
از آن حذر كنيم

ناپايدارترين كلمه "خشم" است
آن را فرو ببريم

بازدارترين كلمه "ترس" است
با آن مقابله كنيم

با نشاط ترين كلمه "كار" است
به آن بپردازيم

پوچ ترين كلمه "طمع" است
آن را در خود بكشيم

سازنده ترين كلمه "صبر" است
براي داشتنش بايد دعا كنيم

روشن ترين كلمه "اميد" است
به آن اميدوار باشيم

ضعيف ترين كلمه "حسرت" است
توجهي به آن نداشته باشيم

تواناترين كلمه "دانش" است
آن را فراگيريم

محكم ترين كلمه "پشتكار" است
ايكاش آن را داشته باشيم

سمي ترين كلمه "غرور" است
بايد در خود بشكنيمش

سست ترين كلمه "شانس" است
به اميد آن نباشيم

شايع ترين كلمه "شهرت" است
دنباله رو آن نباشيم

لطيف ترين كلمه "لبخند" است
آن را هميشه حفظ كنيم

حسرت انگيز ترين كلمه "حسادت" است
از آن فاصله بگيريم

ضروري ترين كلمه "تفاهم" است
سعي كنيم آن را ايجاد كنم

سالم ترين كلمه "سلامتي" است
به آن اهميت بدهيم

اصلي ترين كلمه "اطمينان" است
به آن اعتماد كنيم

بي احساس ترين كلمه "بي تفاوتي" است
مراقب آن باشيم

دوستانه ترين كلمه "رفاقت" است
از آن سوء استفاده نكنيم

زيباترين كلمه "راستي" است
با آن روراست باشيم

زشت ترين كلمه "دورويي" است
يك رنگ باشيم

ويرانگرترين كلمه "تمسخر" است
دوست داري با تو چنين كنند؟

موقرترين كلمه "احترام" است
برايش ارزش قايل شويم

آرام ترين كلمه "آرامش" است
اميد داشته باشيم تا به آن برسيم

عاقلانه ترين كلمه "احتياط" است
حواسمان را جمع كنيم

دست و پاگيرترين كلمه "محدوديت" است
اجازه ندهيم مانع پيشرفتمان بشود

سخت ترين كلمه "غيرممكن" است
باور كنيم كه وجود ندارد

مخرب ترين كلمه "شتابزدگي" است
مواظب پل هاي پشت سرمان باشيم

تاريك ترين كلمه "ناداني" است
آن را با نور علم روشن كنيم

كشنده ترين كلمه "اضطراب" است
آن را ناديده بگيريم

صبورترين كلمه "انتظار" است
منتظرش باشيم

بي ارزش ترين كلمه "انتقام" است
بگذاريم و بگذريم

ارزشمندترين كلمه "بخشش" است
سعي خودمان را بكنيم

قشنگ ترين كلمه "خوشروئي" است
راز زيبائي در آن نهفته است

تميزترين كلمه "پاكيزگي" است
رعايت آن اصلا سخت نيست

رساترين كلمه "وفاداري" است
چه خوب است سر عهدمان بمانيم

تنهاترين كلمه "گوشه گيري" است
بدانيم كه هميشه جمع بهتر از فرد بوده

محرك ترين كلمه "هدفمندي" است
زندگي بدون هدف، واهي پيمودن است

و هــدفمنــدتـرين كلــمه "موفقيت" است
پس همه با هم پيش به سوي موفقيت... 

 

جمله روز :  برده يك ارباب دارد اما جاه‌طلب به تعداد افرادي كه به او كمك مي‌كنند. (بردير فرانسوي)


ادامه مطلب
۴ خرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۴۷:۰۲

من باور دارم ...
كه دعوا و جرّ و بحث دو نفر با هم به معنى اين كه آن‌ها همديگر را دوست ندارند نيست.
و دعوا نكردن دو نفر با هم نيز به معنى اين كه آن‌ها همديگر را دوست دارند نمى‌باشد.

من باور دارم ...
كه هر چقدر دوستمان خوب و صميمى باشد هر از گاهى باعث ناراحتى ما خواهد شد و ما بايد بدين خاطر او را ببخشيم.


من باور دارم ...
كه دوستى واقعى به رشد خود ادامه خواهد داد حتى در دورترين فاصله‌ها. عشق واقعى نيز همين طور است.

 
من باور دارم ...
كه ما مى‌توانيم در يك لحظه كارى كنيم كه براى تمام عمر قلب ما را به درد آورد.


من باور دارم ....
كه زمان زيادى طول مى‌كشد تا من همان آدم بشوم كه مى‌خواهم.


من باور دارم ...
كه هميشه بايد كسانى كه صميمانه دوستشان دارم را با كلمات و عبارات زيبا و دوستانه ترك گويم زيرا ممكن است آخرين بارى باشد كه آن‌ها را مى‌بينم.


من باور دارم ...
كه ما مسئول كارهايى هستيم كه انجام مى‌دهيم، صرفنظر از اين كه چه احساسى داشته باشيم.


من باور دارم ...
كه اگر من نگرش و طرز فكرم را كنترل نكنم،او مرا تحت كنترل خود درخواهد آورد.


من باور دارم ...
كه قهرمان كسى است كه كارى كه بايد انجام گيرد را در زمانى كه بايد انجام گيرد، انجام مى‌دهد، صرفنظر از پيامدهاى آن.


من باور دارم ...
كه گاهى كسانى كه انتظار داريم در مواقع پريشانى و درماندگى به ما ضربه بزنند، به كمك ما مى‌آيند و ما را نجات مى‌دهند.


من باور دارم ...
كه گاهى هنگامى كه عصبانى هستم حق دارم كه عصبانى باشم امّا اين به من اين حق را نمى‌دهد كه ظالم و بيرحم باشم.


من باور دارم ...
كه بلوغ بيشتر به انواع تجربياتى كه داشته‌ايم و آنچه از آن‌ها آموخته‌ايم بستگى دارد تا به اين كه چند بار جشن تولد گرفته‌ايم.


من باور دارم ...
كه هميشه كافى نيست كه توسط ديگران بخشيده شويم، گاهى بايد ياد بگيريم كه خودمان هم خودمان را ببخشيم.


من باور دارم ...
كه صرفنظر از اين كه چقدر دلمان شكسته باشد دنيا به خاطر غم و غصه ما از حركت باز نخواهد ايستاد.


من باور دارم ...
كه زمينه‌ها و شرايط خانوادگى و اجتماعى برآنچه كه هستم تاثيرگذار بوده‌اند امّا من خودم مسئول آنچه كه خواهم شد هستم.


من باور دارم ...
كه نبايد خيلى براى كشف يك راز كند و كاو كنم، زيرا ممكن است براى هميشه زندگى مرا تغيير دهد.


من باور دارم ...
كه دو نفر ممكن است دقيقاً به يك چيز نگاه كنند و دو چيز كاملاً متفاوت را ببينند.


من باور دارم ...
كه زندگى ما ممكن است ظرف تنها چند ساعت توسط كسانى كه حتى آن‌ها را نمى‌شناسيم تغيير يابد.


من باور دارم ...
كه گواهى‌نامه‌ها و تقديرنامه‌هايى كه بر روى ديوار نصب شده‌اند براى ما احترام و منزلت به ارمغان نخواهند آورد.

 

من باور دارم ...
«شادترين مردم لزوماً كسى كه بهترين چيزها را دارد نيست
بلكه كسى است كه از چيزهايى كه دارد بهترين استفاده را مى‌كند.»

پس

آري

من باور دارم


ادامه مطلب
۱ خرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۹:۲۴:۰۸

به نام  خالق ريحان و بوي خوش آن

خداي من

 

گفتم: خداي من، دقايقي بود در زندگانيم كه هوس مي كردم سر سنگينم را كه پر از دغدغه ي ديروز بود و هراس فردا، بر شانه هاي صبورت بگذارم، آرام برايت بگويم و بگريم، در آن لحظات شانه هاي تو كجا بود؟
گفت: عزيزتر از هر چه هست، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگي، كه در تمام لحظات بودنت برمن تكيه كرده بودي، من آني خود را از تو دريغ نكرده ام كه تو اينگونه هستي، من همچون عاشقي كه به معشوق خويش مي نگرد، با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم.

گفتم: پس چرا راضي شدي من براي آن همه دلتنگي، اينگونه زار بگريم؟
گفت: عزيزتر از هر چه هست، اشك تنها قطره اي است كه قبل از آنكه فرود آيد عروج مي كند، اشكهايت به من رسيد و من يكي يكي بر زنگارهاي روحت ريختم تا باز هم از جنس نور باشي و از حوالي آسمان، چرا كه تنها اينگونه مي شود تا هميشه شاد بود.

گفتم: آخر آن چه سنگ بزرگي بود كه بر سر راهم گذاشته بودي؟
گفت: بارها صدايت كردم، آرام گفتم از اين راه نرو كه به جايي نمي رسي، تو هرگز گوش نكردي و آن سنگ بزرگ فرياد بلند من بود كه عزيزتر از هر چه هست از اين راه نرو كه به ناكجاآباد هم نخواهي رسيد.

گفتم: پس چرا آن همه درد در دلم انباشتي؟
گفت: روزيت دادم تا صدايم كني، چيزي نگفتي، پناهت دادم تا صدايم كني، چيزي نگفتي، بارها گل برايت فرستادم، كلامي نگفتي، مي خواستم برايم بگويي و حرف بزني. آخر تو بنده ي من بودي چاره اي نبود جز نزول درد كه تنها اينگونه شد تو صدايم كردي.

گفتم: پس چرا همان بار اول كه صدايت كردم درد را از دلم نراندي؟
گفت: اول بار كه گفتي خدا آن چنان به شوق آمدم كه حيفم آمد بار دگر خداي تو را نشنوم، تو باز گفتي خدا و من مشتاق تر براي شنيدن خدايي ديگر، من مي دانستم تو بعد از علاج درد بر خدا گفتن اصرار نمي كني وگرنه همان بار اول شفايت مي دادم.

گفتم: مهربانترين خدا، دوست دارمت ...
گفت: عزيزتر از هر چه هست من دوست تر دارمت ...


ادامه مطلب
۲۱ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۰۸:۳۷:۲۲

با سلام

 

 

تا حالا شده بدونيد زندگي مجازي يا دنياي مجازي كه اينترنت براي ما ساخته با دنياي مجازي واقعي چه تفاوتهايي داشته ؟!

 

بعنوان مثال براي خودم خيلي جالب بود بعد از ايميلي كه روز 4شنبه مبني بر فلش بك به خاطرات گذشته زدم 80 تا 90% از دوستان بي شماري كه به من راجع به فلش بك ايميل زدند قيد كرده بودند كه اشك از چشمانشان سرازير شد ...

 

پس اين دنياي مجازي رو دست كم نگيريد كه قدرت جالبي داره

 

اما براي خيليها اين دنياي مجازي يك دنياي ديگريست كه فقط خيالات شيرين خود در اون دنيا ترسيم شده ...

 

داستان زير گواه بر مطلب فوق ميباشد :

 

روزي با عجله و اشتهاي فراوان به يك رستوران رفتم. در رستوران محل دنجي را انتخاب كردم، چون مي خواستم از اين فرصت استفاده كنم تا غذايي بخورم و براي آن سفر برنامه ريزي كنم.
فيله ماهي آزاد با كره، سالاد و آب پرتقال سفارش دادم. در انتهاي ليست نوشته شده بود: غذاي رژيمي مي خوريد؟ ... نه !
نوت بوكم را باز كردم كه صدايي از پشت سر مرا متوجه خود كرد:
-
عمو... ميشه كمي پول بهم بدي؟
-
نه كوچولو، پول زيادي همراهم نيست.
-
فقط اونقدري كه بتونم نون بخرم ...
-
باشه برات مي خرم.

 

صندوق پست الكترونيكي من پُر از ايميل بود. از خواندن شعرها، پيامهاي زيبا و همچنين جوك هاي خنده دار به كلي از خود بي خود شده بودم.
صداي موس قي يادآور روزهاي خوشي بود كه در لندن سپري كرده بودم.

-
عمو .... ميشه بگي كره و پنير هم بيارن؟

آه، يادم افتاد كه اون كوچولو پيش من نشسته.

-
باشه ولي اجازه بده بعد به كارم برسم. من خيلي گرفتارم. خُب؟

غذاي من رسيد. غذاي پسرك را سفارش دادم. گارسون پرسيد كه اگر او مزاحم است ، بيرونش كند. وجدانم مرا منع مي كرد. گفتم نه مشكلي نيست.
بذار بمونه. برايش نان و يك غذاي خوش مزه بياريد.

آنوقت پسرك روبروي من نشست.

-
عمو ... چيكار مي كني؟

-
ايميل هام رو مي خونم.

-
ايميل چيه؟

-
پيام هاي الكترونيكي كه مردم از طريق اينترنت مي فرستن.

متوجه شدم كه چيزي نفهميده. براي اينكه دوباره سئوالي نپرسد گفتم:

-
اون فقط يك نامه است كه با اينترنت فرستاده شده

-
عمو ... تو اينترنت داري؟

-
بله در دنياي امروز خيلي ضروريه

-
اينترنت چيه عمو؟

-
اينترنت جائيه كه با كامپيوترميشه خيلي چيزها رو ديد و شنيد. اخبار، موسيقي، ملاقات با مردم، خواندن و نوشتن، روياها، كار و يادگيري. همۀ اين ها وجود دارن ولي در يك دنياي مجازي.

-
مجازي يعني چي عمو؟

تصميم گرفتم جوابي ساده و خالي از ابهام بدهم تا بتوانم غذايم را با آسايش بخورم.

-
دنيا مجازي جائيه كه در اون نميشه چيزي رو لمس كرد. ولي هر چي كه دوست داريم اونجا هست. روياهامون رو اونجا ساختيم و شكل دنيا رو اونطوري كه دوست داريم عوض كرديم.

-
چه عالي. دوستش دارم..

-
كوچولو فهميدي مجازي چيه؟

-
آره عمو. من توي همين دنياي مجازي زندگي مي كنم.

-
مگه تو كامپيوتر داري؟

-
نه ولي دنياي منم مثل اونه ... مجازي:
مادرم تمام روز از خونه بيرونه.. دير برمي گرده و اغلب اونو نمي بينيم.
وقتي برادر كوچيكم از گرسنگي گريه مي كنه، با هم آب رو به جاي سوپ مي خوريم
خواهر بزرگترم هر روز ميره بيرون. ميگن تن فروشي ميكنه اما من نمي فهمم چون وقتي برمي گرده مي بينم كه هنوزم هم بدن داره.
پدرم سالهاست كه زندانه
و من هميشه پيش خودم همۀ خانواده رو توي خونه دور هم تصور مي كنم. يه عالمه غذا، يه عالمه اسباب بازي و من به مدرسه ميرم تا يه روز دكتر بزرگي بشم.

-
مگه مجازي همين نيست عمو؟!

قبل از آنكه اشكهايم روي صفحه كليد بچكد، نوت بوكم را بستم.
صبر كردم تا بچه غذايش را كه حريصانه مي بلعيد، تمام كند. پول غذا را پرداختم. من آن روز يكي از زيباترين و خالصانه ترين لبخندهاي زندگيم را همراه با اين جمله پاداش گرفتم:

 

ممنونم عمو، تو معلم خوبي هستي.
آنجا، در آن لحظه، من بزرگترين آزمون بي خردي مجازي را گذراندم.

ما هر روز را در حالي سپري مي كنيم كه از درك محاصره شدن وقايع حقيقي و بي رحم زندگي توسط مـَجازها ، عاجزيم.

 

اين مطلب را براي دوستان خود بفرستيد


ادامه مطلب
۲۹ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۱۱:۱۵

توضيح ضروري: در ابتدا بايد ذكر كنم اون دوستاني كه احتمالاً در اين جمع حضور دارند و احتمالاً اين نوشته رو ميخونند و احتمالاً اين گفته ها رو قبلاً از دهان مبارك نويسنده اين متن شنيدن ، عنايت داشته باشند كه اون حرفا كاملاً حقيقت بوده و خداي نكرده در جهت هيچ هدفي اعم از كثيف يا سو استفاده بر زبان مبارك نويسنده جاري نشده بود.به جون خودم!

 

فرض مي كنيم دو تا انسان مذكر و مونث يه جاي اين كره خاكي (كه حالا به عنوان مثال كشور استكباري و جهان خوار و نامرد و بي تربيت و فتنه گر امريكا رو در نظر مي گيريم) فكر مي كنند كه عاشق همديگرند(هر چند كه من و ساير روشن فكران دنيا عقيده داريم عشق توهمي كودكانه بيش نيست! اهم اهم ) و فرت و فرت با هم بيرون ميرند و به هم ابراز علاقه روحي و معنوي جسمي و فلان و بيسار(يا شايدم بيثار ) مي كنند.مي گذره و ميگذره تا اينكه نزديك سالگرد ولنتاين ميشه.بله روز حساس و سرنوشت سازي كه بايد اثبات كني چقدر در عمل عاشق  طرف هستي و نكته مهم اينه كه بين مقدار عشق شما به طرف مقابل و مقدار پولي كه براي خريدن هديه صرف مي كني نسبت مستقيم وجود داره(البته نميگم هميشه ولي در بيش از صد در صد موارد اينجوريه!) البته با عرض شرمندگي از علما و فضلاي محترم و يكه تازان مركب عشق و عاشقي كه الان مي فرمايند ارزش عشق به اين چيزا نيست ولي فكر مي كنم قاعدتاً اين دوستان هم با من هم عقيده هستند كه اگر براي عشقشون يك زنجير طلا بخرند در اين صورت عشق آسمانيشون با شدت و هيجان بيشتري مي پره توي بغلشون و محكم تر بوسشون مي كنه تا اينكه براش يه شاخه گل رز بگيرند! از شانس بد در نزديكي هاي ولنتاين مغازه داران محترم و مشتري مدار! بيست درصد روي قيمت هايشان مي كشند و حتي يك عدد شكلات موزي ساخت شركت داداش برادر را به قيمت خون پدر و مادر و ساير اقوام و آشنايان واسته و غير وابسته به فروش ميرسانند آن هم با قيمت مقطوع! از طرف ديگر هم كه خريدن عروسك و شكلات و آبنبات و امثالهم كه بسيار قديمي و ضايع شده و خريدن يك شاخه گل هم كه به مثابه دادن فحش خار و مادر مي باشد.
 
ادامه مطلب يادت نره

ادامه مطلب
۲۶ دى ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۴۲:۰۰
عشق است بكس مارشال . مخصوصا حاج امير گل
از اونجايي كه من علاقه شديد به يه جوري شدن دارم و خيلي هم دوست دارم دوستان گل خودم رو يه جوري كنم امروز هم تصميم گرفتم باز يه فلش بكي داشته باشم به گذشته اين بار در حيطه داخلي و ايروني خودمون
بقيه عكس ها در ادامه مطلب
اينها رو ببينيد تا انتها ... آخر پست نظر بديد و به من بگيد يه جوري شديد يا نه ؟ !
توجه : بدليل تعداد بالاي عكسها اگر عكسي باز نشد روي عكس Right Click كنيد و گزينه  Show Pictureرو بزنيد


ادامه مطلب
[ ۱ ]