۱ دى ۱۳۸۸ ساعت ۰۶:۲۷:۱۱
چه بي سر و صدا اومد يلداي امسال...
 
نظر شما چيه ؟
 

ادامه مطلب
۲۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۳۶:۳۹
سايت توييتردر نخستين ساعات صبح امروز، ۲۷ آذر ماه، مورد حمله گروهي با عنوان "ارتش سايبر ايراني" قرار گرفت.

توييتر، يك شبكه اجتماعي اينترنتي است كه فضايي براي گذاشتن پيام هاي متني در اختيار كاربران خود قرار مي دهد.

در طول مدت حمله، كساني كه به سايت توييتر مراجعه مي كردند، به صفحه اي هدايت مي شدند كه در قسمت بالاي آن، گروه حمله كننده خود را با عنوان Iranian Cyber Army يا ارتش سايبر ايراني معرفي كرده بود.

در اين صفحه تصويري از پرچمي سبز رنگ ديده مي شود كه روي آن عبارت "يا حسين" و در كنار آن بخشي از يك آيه قرآن ديده مي شود.

در پايين صفحه نيز شعري نوشته شده كه با اين مصراع آغاز مي شود: "اگر فرمان دهد رهبر بتازيم."

توييتر اعلام كرده حمله به سرورهاي DNS اين شركت صورت گرفته است. سرورهاي DNS مانند دفترچه تلفن عمل مي كنند و كامپيوترهايي هستند كه كاربران متقاضي يك آدرس اينترنتي خاص (مانند Twitter.com) را به كامپيوتري كه سايت مورد تقاضا بر روي آن قرار دارد متصل مي كنند.

در نتيجه اين حمله بجاي آنكه كاربران متقاضي سايت توييتر به سايت اصلي اين شركت متصل شوند، به سايت ديگري كه پيام مورد نظر هكرها بر روي آن قرار داشت متصل مي شدند.

مسئولين سايت گفته اند كه درباره چگونگي حمله تحقيق خواهند كرد.

بلافاصله بعد از اين حمله فعاليت سايت توييتر متوقف شد و بعد از حدود يك ساعت دوباره به حالت عادي بازگشت.

انتخابات ايران، موضوع محبوب سال ۲۰۰۹

سايت توييتر از جمله شبكه هاي اجتماعي بود كه در جريان انتخابات اخير رياست جمهوري در ايران و وقايع بعد از آن، براي اطلاع رساني و برقراري ارتباط، مورد توجه معترضان به نتايج انتخابات قرار گرفت.

روز سه شنبه، ۲۴ آذر، توييتر در وبلاگ خود اعلام كرد كه كاربران اين سايت موضوع انتخابات ايران را به عنوان بحث برانگيزترين موضوع سال ۲۰۰۹ در سايت توييتر انتخاب كرده اند.

برخي حمله به توييتر را واكنشي به استفاده از اين سايت توسط معترضين به دولت در ايران قلمداد كرده اند، اما هنوز هويت حمله كنندگان به سايت توييتر مشخص نشده است.

پيش از اين نيز "ارتش مجازي ايران" سايت اينترنتي "موج سبز آزادي" را به شيوه اي كاملا مشابه مورد حمله قرار داده بود. موج سبز آزادي از جمله سايت هايي است كه اخبار معترضين به دولت در ايران را پوشش مي دهد.


ادامه مطلب
۲۳ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۰۱:۰۵:۱۹

انتشار خبر و تصوير از مجيد توكلي، دانشجوي بازداشت شده ايراني در جريان روز دانشجو در خبرگزاري فارس اعتراض هايي را از سوي مخالفان دولت در پي داشته است.

مجيد توكلي كه به گفته اين خبرگزاري نيمه رسمي نزديك به دولت قصد داشته با لباس مبدل زنانه "فرار كند"، در روز 16 آذر دستگير شد.

خبرگزاري فارس يك روز پس از دستگيري آقاي توكلي چند تصوير از او منتشر كرد كه او را با مقنعه و چادر بر سر نشان مي داد.

عده اي ازمخالفان دولت معتقدند كه آقاي توكلي بدون لباس مبدل دستگير شده و پس از دستگيري به او مقنعه و چادر پوشانده شده و عده اي ديگر مي گويند كه اين تصاوير هاساختگي است.

با وجود اين انجمن اسلامي دانشگاه اميركبير در بيانيه اي كه در اين باره منتشر كرده است، مجيد توكلي را "افتخارجنبش دانشجويي" دانسته و نوشته است: " آنچه كه مهم بوده و هست ايستادگي و مقاومت دانشجويان ايران براي به دست آوردن آزادي بوده و هست و بي‌شك اين تلاش تا برقراري دموكراسي ادامه پيدا خواهد كرد چه با لباس زنانه و چه با لباس مردانه."

در پي انتشار اين تصاوير، عده اي از مردان ايراني در اعتراض به اين اقدام خبرگزاري فارس و حمايت از مجيد توكلي با به سر كردن روسري تصاويرهايي از خود بر روي وبسايت‌هاي اجتماعي از جمله فيس‌بوك گذاشته اند و پوستري هم از مجموعه اين تصوير ها طراحي كرده اند.

آقاي توكلي كه در روز دانشجو در دانشگاه اميركبير تهران سخنراني كرد، از سوي خبرگزاري فارس "ليدر اصلي اغتشاشات" ناميده شده است.

خبرگزاري فارس در تشريح بازداشت او نوشت: " (مجيد توكلي) پس از آنكه نتوانست با سخنراني ساختار شكنانه و اهانت آميز خود بر تعداد تجمع كنندگان حامي مير حسين موسوي بيفزايد، با مشاهده حضور پررنگ دانشجويان حامي انقلاب اسلامي احساس خطر كرد و با آرايش و لباس زنانه آماده فرار از دانشگاه شد."

خبرگزاري فارس در ادامه نوشته است: " او كه همانند زنان محجبه، مانتو به تن كرده و مقنعه و چادر به سر داشت و حتي يك كيف زنانه را نيز براي محكم كاري به دوش انداخته بود، در رسيدن به هدف خود ناكام ماند و توسط مامورين امنيتي دستگير شد."

اين خبرگزاري همچنين نوشته است كه اين در حالي است كه تصوير او در بسياري از تجمعات "دانشجويان افراطي" به عنوان نماد "مقاومت جنبش دانشجويي " در ميان تجمع كنندگان توزيع مي ‌شد.

همچنين اين خبرگزاري تلاش مجيد توكلي براي فرار با لباس زنانه را به خروج ابوالحسن بني صدر، نخستين رئيس جمهوري ايران در سال 1360 تشبيه كرده است.

مجيد توكلي دانشجوي اخراجي دانشگاه اميركبير در ارديبهشت 1386 همراه با دو دانشجو ديگر در پي انتشار چهار نشريه دانشجويي دانشگاه امير كبير به نامهاي آتيه، سحر، ريوار و سرخط كه موجب ايجاد تنش و درگيري در دانشگاه شد، توسط وزارات اطلاعات دستگير شد.

اين دانشجويان اعلام كرده بودند كه نشريات مذكور جعلي هستند و "با سوء استفاده از آرم و نشان نشريات اصلي" چاپ شده اند.

براي بقيه تصاوير به ادامه مطلب مراجعه كنيد


ادامه مطلب
۲۱ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۰۲:۱۵
بارش رحمت الهي و خسارات ناشي از آن در لارستان سري دوم
 
به سوژه ها توجه زيادي كنيد . كمي شاد شويد .
 
براي ادامه تصاوير به ادامه مطلب مراجعه كنيد .
 


ادامه مطلب
۲۰ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۳۱:۴۶
بارش رحمت الهي و خسارات ناشي از آن در لارستان (سري اول) .
 
سري دوم و سري هاي بعد رو براتون مي زارم .
 
عكاس بروبچ شهرداري البته خودم هم تصاوير سوژه اي زياد دارم تو سري هاي بعد براتون مي زارم .
 
براي ديدن بقيه تصاوير به ادامه مطلب مراجعه كنيد .


ادامه مطلب
۱۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۰۶:۴۸:۰۹

جشن بزرگ پائيزه

به منظور ايجاد نشاط و شادي انگيزه مضاعف و روحيه اي شاد برنامه هاي شاد و متنوع براي شما خانواده هاي عزيز با حضور هنرمندان صدا و سيماي تهران .

پوستر جشن بزرگ پائيزه رو درب سالن سرپوشيده ديدم و چند روز ديگه تا اجراي برنامه نمانده بود . به سعيد گفتم بد نيست يه گزارش از اين برنامه هم تهيه كنيم . سعيد گفت آره . خوبه ولي اگه پيداشون كنيم .

1 روز تا اجراي برنامه بيش نمانده بود از هر كي سوال مي كرديم كه مي دونيد اين هنرمندان كجا مي شه پيداشون كرد . مي گفتند نه نمي دونيم . حالا راست يا دروغ نمي دونم . به ما مي گفتن مسئول اين برنامه آقاي فلاني است رفتيم پيشش گفتم براي يه گزارش مي خواييم يه هماهنگي كنيد كه بتونيم هنرمندان رو ببينيم . جالب اين بود كه اين آقا هم خودش را به كوچه علي چپ كه سه تا كوچه بالاتر بود مي زد ! و گفت نمي دونم كجا اقامت دارن . تا خلاصه از كانال هاي نفوذي تونستيم خوابگاه اين هنرمندان بزرگ ايران زمين را پيدا كنيم . ته فرهنگ لار .

آدرس : كوچه قديمي ورودي دانشگاه آزاد انتهاي كوچه 2 تا خونه ويلايي كنار هم ديگه بود . آقاي پورمخبر و چند همكار گرامي اونجا بودند .

2 دفعه با سعيد رفتيم در اون خونه كه يك دفعه پسر پور مخبر اومد بيرون و دروغ گفت بابام نيستش و رفته براي اجراي برنامه . كه صداش از تو حموم مي يومد داشت آواز مي خوند . دفعه بعد هم كه اصلا ***ي خونه نبود .

تا رفتيم محل اجراي برنامه . با دوستان كه صحبت كرديم گفتن آخر برنامه مياد تو اتاق مي شينه مي تونيد اونجا گيريش بياريد . خلاصه صبر كرديم هنرمندان بزرگ ايران زمين اومدند . گفتم سلام آقاي پور مخبر حالتون خوبه ؟ با لحجه شيرين زير زميني سسسلام چچچطووري ؟ ما كه فقط خنده مي كرديم ...

بقيه گزارش رو زير ع*** ها دونه به دونه مي گم . براي ديدن ع*** ها رو ادامه مطلب كليك كنيد .


ادامه مطلب
۱۵ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۰۶:۱۹:۵۵

بزاريد از زندگي حاجي شروع كنيم .

 

اسم اصلي نزار القطري، نزار فضل الله رواني است (يعني اسم پدرش فضل الله است) و در تاريخ پنجم ژوئن 1971 در قطر به دنيا آمده. او به زبان هاي عربي، فارسي، انگليسي و اردو تسلط كامل دارد .

نزار قطري داراي سه فرزند است با نام هاي كوثر، حسين و علي. نزار القطري مدتي مقيم لندن بوده است و در حال حاضر در كويت ساكن است .

وي تحصيلاتش را در قطر به اتمام رسانده است. از شش سالگي به مدرسه رفته و در هشت سالگي شروع به حفظ قرآن كرده و توانسته نيمي از قرآن را از بر كند .

او همچنين توانسته است در كودكي، هفت بار بين همسالان خودش مقام اول در رشته حفظ قرآن را به دست آورد .

مداحي را از 8 سالگي و با دو بيت از قصيده اي كه مادرش زمزمه مي كرد شروع كرد. زماني كه مشتاقانه براي قرائت قرآن به حسينيه مي رفت. جالب است كه به خاطر اينكه از آن قصيده فقط دو بيت را حفظ كرده بود ، در مداحي هايش همان دو بيت را نزديك به بيست بار مي خواند !

در همان ايام بود كه روزي قصيده مشهور «خيرة الله من الخلق أبي» را خواند .

و از آن زمان تا كنون در پايان تمام مجالسي كه نزار قطري در آن مداحي مي كند، اين قصيده را تكرار مي كند و هر شب آن را مي خواند .

نزار قطري 28 سال است كه اين قصيده را مي خواند
خوب بريم سر گزارش خودم .

برنامه جاج نزار تو برد كه زده بودند ساعت 2:30 بود . ساعت 2 ديدم سعيد اس ام اس زد كه شبكه فارس رو نگاه كن . ديدم بله برنامه شروع شده و اينقدر شلوغ بود كه راه گير نمي يومد . خيلي جالبه كه برنامه ريزان 2:30 اعلام مي كنن ولي 2 برگزار ميشه .

ما هم نشستيم برنامه رو نگاه كرديم . ساعت 3:30 زنگ به سعيد زدم گفتم آماده بشه تا بريم براي يه گزارش تهيه كردن .

نزديك هاي فلكه امام خميني كه رسيديم ديديم كه تا دلت بخواد ماشين وايساده . ما هم رفتيم يه گوشه پارك كرديم و پاي پياده راهي مصلا شديم .

دم در ازمون بازجويي كردن گفتن چي داري ؟ گفتم يه موبايل كه 6 ساله عوض نكردم و يه دوربين ... بفرماييد تو

رفتيم تو هر كي فكرش رو نمي كرديم اونجا باشه ديديم اونجا هستن . همه ملت بلند شده بودن و داشتن سينه زني مي كردند . ما هم رفتيم قسمتي از مصلا ايستاديم و چند تا عكس خودمون رو گرفتيم . بعد سعيد گفت بريم يكم جلوتر تا كيفيت عكس بهتر بشه . كمي كه جلوتر رفتيم ديديم بله آقاي مسعود فرصت هم پشت سر دايي جون آقاي نزار وايساده مثل باديگارد .

خوب 2 تا عكس از جلوتر گرفتيم و ديديم برنامه تموم شد . اين همه ملت تو 5 دقيقه رفتن بيرون . ماشاالله به اين مردم لارستان كهن .
 
براي ديدن بقيه عكس ها به ادامه مطلب مراجعه كنيد .

يا علي

 


ادامه مطلب
۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۴۷:۱۶

ميشاييل هانه‌كه كارگردان اتريشي، امروز يكي از مهم ترين سينماگران زنده دنياست. هانه‌كه بعد از ساختن چند فيلم موفق در فرانسه، به زادگاهش آلمان برگشت و فيلم روبان سفيد را در باره سرزمين مادري اش و تاريخ معاصر آن ساخت. فيلمي كه در شصت و دومين فستيوال فيلم كن، جايزه نخل طلا را به دست آورد.

درونمايه بيشتر فيلم هاي ميشاييل هانه‌كه، آسيب شناسي وجدان تاريخي اروپايي ها و تاريخ معاصر اين قاره است.

فيلم پسا استعماري پنهان، نقد راديكال او از جامعه امروز غرب و تاريخ و گذشته استعماري آن بود.

اين كه چگونه انسان اروپايي سعي مي كند با ناديده گرفتن حضور قربانيان استعمار در كنارش و راندن خاطرات گذشته به پس ذهنش، بخشي از تاريخ معاصر خود را فراموش يا پنهان كند. هانه‌كه در پنهان، با به پرسش كشيدن وجدان فردي شخصيت محوري اش، وجدان جمعي مردم فرانسه را به چالش كشيد. اين بار وي در فيلم روبان سفيد، وجدان جمعي ملت آلمان را به چالش مي كشد.

هانه‌كه با رويكردي تمثيلي از طريق روايت يك داستان پاستورال و به ظاهر غير سياسي، بار ديگر به بازخواني تاريخ معاصر اروپا پرداخته و ما را به ريشه هاي ظهور فاشيسم در اروپا، ارجاع مي دهد.

روبان سفيد، تصويري تكان دهنده از يك جامعه بيمار و ناهنجار است كه به سوي بحران و فروپاشي مي رود و آبستن حوادثي سهمناك و خونين است.

هانه‌كه خود آن را بررسي ريشه تروريسم از هر نوعش، چه مذهبي و چه سياسي خوانده است.

داستان فيلم در سال 1914 و در آستانه وقوع جنگ جهاني اول در دهكده اي فئودالي در شمال آلمان اتفاق مي افتد.

يك سلسله رويدادهاي مرموز در دهكده، باعث ايجاد سوءظن، بدگماني و بحران در ميان روستائيان شده و زندگي عادي آنها را به هم مي ريزد.

فيلم از زبان پيرمردي به نام ياكوبي روايت مي شود كه داستاني مربوط به گذشته را روايت مي كند. زماني كه به عنوان معلم و مدير مدرسه در اين دهكده خدمت مي كرده و ناظر ماجراهاي هولناكي بود كه در آن ايام در آن روستا اتفاق افتاد.

حوادث عجيب و اسرارآميزي كه اهالي اين روستا را در بهت و حيرت فرو مي برد اما همانند فيلم پنهان، نه پليس و نه روستائيان، هيچ*** نمي داند، چه ***ي عامل وقوع آنهاست.

سقوط پزشك دهكده از اسب بر اثر تله اي كه براي او گذاشته مي شود، قتل مرموز زن يكي از دهقانان، شكنجه و آزار يك كودك عقب مانده ذهني، ربودن پسر ارباب ده و كتك زدن و آزار او، و به آتش كشيده شدن انباري ارباب ده و تخريب مزرعه كلم او، نمونه هايي از بلاهايي است كه بر سر ساكنان ده مي آيد.

هانه‌كه فيلمسازي بدبين است و با بدبيني به جهان، انسان و روابط انساني نگاه مي كند. در نگاه او خشونت، بي رحمي، انتقام، بهره كشي و ديگر آزاري، چرخه اي بي پايان است كه نسل به نسل تكرار مي شود.

خشونت و رفتار ساديستي، يكي از تم هاي محوري آثار هانه‌كه است. رويكرد هانه‌كه به خشونت در روبان سفيد، رويكردي روانشناسانه و تاريخي است.

حرف اصلي هانه‌كه در اين فيلم اين است كه خشونت، سركوب مذهبي و سوء استفاده از كودكان، عامل اصلي پيدايش ايدئولوژي فاشيسم و روي كار آمدن رايش سوم در آلمان بود.

وي در اين فيلم، با استادي، خشونت و وحشت نهفته در زير پوست زندگي عادي و روزمره را به ما نشان مي دهد.

نظام اجتماعي دهكده، نظامي پدرسالارانه و مستبدانه است كه بر مبناي سلسله مراتب كاستي و طبقاتي بنا شده و به وسيله فئودالي به نام بارون اداره مي شود.

كودكان ده به خاطر بي انضباطي و قانون شكني، به شيوه اي آييني و سخت تنبيه مي شوند. اين تنبيهات نه فقط جسمي بلكه روحي است.

كشيش دهكده (با بازي درخشان كلاوسنر) نيز همانند بارون، مردي مستبد و سخت گير است. وي فرزندانش را مجبور مي كند كه ازروبان سفيدبه نشانه پاكي و معصوميت از دست رفته، به عنوان بازوبند استفاده كنند(بازوبندهايي كه آشكارا استعاره اي از صليب هاي ش***ته است كه بعدا جوانان حزب نازي بر بازوي خود مي بندند) اما آيا اين كودكان واقعا پاك و بي گناهند يا هيولاهايي اند كه خود را در قالب كودكاني خاموش و مودب جا زده اند؟

اگرچه همان گونه كه از فيلم هاي هانه‌كه انتظار مي رود، هرگز هويت واقعي مجرمان بر ما فاش نمي شود، با اين حال نشانه هايي در فيلم وجود دارد كه تلويحا به ما مي گويد چه ***اني مي توانند عامل اصلي اين بلاها و خسارت ها باشند.

ما نيز همانند معلم دهكده، مي توانيم حدس بزنيم كه همه اين كارها را كودكان به ظاهر معصوم دهكده انجام داده اند. كودكاني كه سال ها بعد، هيتلر را به قدرت مي نشانند و برايش سرود فتح مي خوانند تا خشم و عقده هاي رواني سركوب شده خود را به رهبري او بر سر والدين خود خالي كنند.

اين كودكان، پرورده همان نظام اجتماعي و ارزش هاي اخلاقي كهنه و پوسيده آنند و حالا به تلافي همه بلاهايي كه از سوي والدين شان بر سرشان آمده و تنبيه هاي وحشتناك و خشني كه در مورد آنها صورت گرفته، در صدد انتقام جويي برآمده و دست به اين اعمال شرارت آميز زده اند.

آنها در دسته موسيقي كر كليسايي شركت مي كنند كه معلم مدرسه رهبري آن را به عهده دارد.

كشيش دهكده، بارون، پزشك، و برخي از دهقانان نيز اعضاي ديگر اين ار***تر بزرگ اند. ار***تر كر كليسايي، استعاره ديگري از ار***تر بزرگ فاشيسم است كه بعدها به رهبري هيتلر، مارش نظامي فتح اروپا را به اجرا درمي آورد.

بدين گونه هانه‌كه نشان مي دهد كه اين تنها كودكان نيستند كه سرمنشا شر و رفتار خشونت آميزند بلكه بزرگسالان نيز در كنار آنها و با آنها همدست اند و نمي توانند خود را تبرئه كنند.

لبه تيز حمله هانه‌كه، نه متوجه حكومت ها يا افراد خاص سياسي بلكه متوجه تك تك آحاد يك جامعه انساني و رفتار اجتماعي آنهاست كه با رياكاري، دروغ و پنهان كاري، جامعه را به انحطاط، تباهي و سقوط مي كشانند.

هانه‌كه نيز همانند هيچكاك، در فيلم هاي خود نشان مي دهد كه نيروي شر و پليدي در ذات انسان قوي تر از نيروي خير و درستكاري است و همين شر است كه تدريجا او را به سمت فاجعه مي برد.

هانه‌كه، بيش از همه به مفاهيم واژه هايي چون «معصوميت» و « عادي بودن» در جامعه انساني بدبين و مشكوك است، آن هم در جامعه اي كه به پنهان كاري و دروغ عادت كرده است.

مردان فيلمروبان سفيد، در خفا دست به كارهايي مي زنند كه در تضاد با اصول اخلاقي اي كه تبليغ مي شود، قرار دارد. به عنوان نمونه پزشك دهكده كه در خفا از فرزند خدمتكارش بهره برداري جنسي مي كند.

روبان سفيدفيلم شلوغ و پر بازيگري است و نمونه اي است از مهارت هانه‌كه در طراحي ميزانسن و كارگرداني صحنه هاي شلوغ و هدايت صدها سياهي لشكر.

دهقانان و كودكان در اين فيلم جنبه سياهي لشكر و دكوراتيو ندارند بلكه به اندازه شخصيت هاي اصلي اهميت دارند.

روايت فيلم برخلاف ساختار روايي فيلم هاي قبلي هانه‌كه مثل « رمز ناشناخته» و « پنهان»، سرراست و كلاسيك است.

لحن ادبي فيلم و نقش معلم به عنوان روايتگر اول شخص در فيلم، اين توهم را در بيننده ايجاد مي كند كه سرگرم تماشاي يك فيلم اقتباسي بر اساس يك رمان كلاسيك پاستورال است، در حالي كه روبان سفيد، اثري ارژينال است و هانه‌كه آن را به كمك ژان كلود كري ير، فيلمنامه نويس برجسته فرانسوي نوشته است.

هانه‌كه و فيلمبردارش كريستين برگر، با استفاده از ع*** هاي سياه و سفيد تاريخي مربوط به اين دوران، فضاي اين دوره را با دقت بسيار و نزديك به واقعيت تاريخي آن دوره، درآورده اند.

سبك تصويري فيلم، تركيب بندي نماها، فيلمبرداري سياه و سفيد و لحن و ريتم آرام و شاعرانه آن، همگي يادآور فضاهاي فيلم هاي اوليه اينگمار برگمن و تئودور دراير است.

اگرچه سينماي هانه‌كه از نظر ايدئولوژي و فرم ربط چنداني به سينماي دراير و برگمن ندارد. به علاوه لحن سرد و بسيار عبوس فيلم هاي ها نه كه تفاوت زيادي با لحن گرم و دوست داشتني فيلم هاي برگمن و دراير دارد.

طرح مسئله گناه جمعي يك ملت در فيلم روبان سفيد، بي شباهت به طرح اين مسئله در فيلم ام(M) فريتز لانگ نيست و درونمايه آن نيز به اندازه فيلم فريتز لانگ، پيش گويانه و هشدار دهنده است. لانگ نيز در فيلم ام، جامعه اي رياكار، بي رحم و در آستانه فروپاشي را در قالب داستاني جنايي تصوير كرده بود.

اماروبان سفيدبه لحاظ محوريت يك دهكده در فيلم به عنوان لوكيشن اصلي و مركزي كه همه آدم ها و رويدادها در دل آن قرار دارند و رويكرد استعاري و تمثيلي آن، شباهت غريبي به فيلمگاوداريوش مهرجويي دارد.

مهرجويي در فيلمگاو، مرگ گاو در روستاي بيل و متعاقب آن ديوانه شدن مشد حسن را به عنوان تمثيلي از بيگانه شدن انسان ايراني و سرگرداني و جنون او در ايران دهه چهل، مطرح كرد.

ميشاييل هانه‌كه نيز درروبان سفيد، حوادث مرموز در روستاي آلماني و رفتار روستائيان و واكنش آنها در برابر اين حوادث را به مثابه تمثيلي از ظهور فاشيسم در جامعه آلمان، نشان مي دهد.

پرويز جاهد

منتقد فيلم


ادامه مطلب
۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۳۷:۰۴

انتشار تصوير دستكاري شده ميشل اوباما، همسر رئيس جمهور آمريكا در اينترنت يك بار ديگر باعث بروز بحث هايي در باره آزادي بيان در فضاي مجازي شده است.

HTML clipboard

جنجال بر سر تصويري است كه در هنگام جستجوي نام ميشل اوباما در موتور جستجوي گوگل ديده مي شود.

تصوير بانوي اول آمريكا به گونه اي توسط برنامه هاي كامپيوتري دستكاري شده كه چهره او شبيه به يك ميمون شود.

اين تصوير مرتبا در هنگام جستجوي كاربران براي يافتن تصويري از خانم اوباما ظاهر مي شود.

گوگل گفته است كه اين تصوير را از صفحات خود حذف نمي كند.

گوگل از ديده شدن اين تصوير پوزش خواسته اما با رد درخواست ها براي حذف آن، پيامي را در صفحه ع***، منتشر كرده كه خاطرنشان مي كند نتايج جستجوي كاربران نمايانگر ديدگاه هاي اين شركت نيست و اين نتايج گاهي اوقات مي تواند اهانت آميز باشد.

دولت آمريكا از اظهارنظر در باره انتشار اين تصوير خودداري كرده است.

اين تصوير باعث بروز بحث هايي در باره آزادي بيان و حدود آن در آمريكا شده است.

جك ايزرد، خبرنگار بي بي سي مي گويد ميشل اوباما يكي از چهره هاي شناخته شده در جهان است كه تعداد زيادي ع*** از او گرفته مي شود و به همين جهت جاي تعجب ندارد كه با جستجوي نام او در اينترنت، حدود هشت ميليون تصوير ديده مي شود.

حق آزادي بيان در قانون اساسي آمريكا قيد شده است اما اينترنت چارچوب هاي آزادي بيان در اين كشور را عملا به چالش كشيده است.

گوگل مي گويد موتورهاي جستجو تنها چيزي را نشان مي دهند كه در فضاي اينترنت موجود است اما منتقدان مي گويند بايد مطالب و محتويات اهانت آميز از فضاي اينترنت حذف شوند.


ادامه مطلب
۳ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۰۹:۳۶:۳۸

دستها و نقشها

 

دوشنبه قرار شد كه فردا صبح با سعيد بريم نمايشگاه نقاشي هنرجويان .سه شنبه ساعت 10 بود كه سعيد اس ام اس زد كه كي ميريم ؟ من هم جوابش دادم 20 دقيقه ديگه در خونتونم ولي از مشغله كاري زياد كارم 1 ساعت طول كشيد و پيش سعيد شرمنده شدم .

ساعت 11 بود با سعيد رفتيم طرف نمايشگاه نقاشي . دم در ديديم از طرف مدرسه دبستان بچه ها رو آوردن براي بازديد از نمايشگاه . بچه ها دم در نشسته بودن و راه نبود بيريم تو و بهشون گفتيم اجازه مي ديد .

از لحظه اي كه پا داخل گذاشتم يه حسي خوبي داشتم تابلو هاي متنوع ، تركيب رنگها ، و جالب تر از همه چيز اون موزيك آروم كه در نمايشگاه پخش مي شد . واقعا محيط بسيار عالي بود . 2 تا دختر كه مدير نمايشگاه بودن پشت ميز كامپيوتر نشسته بودن . بعد از اينكه طبقه اول و دوم نمايشگاه رو ديديم و عكس هام رو گرفتم . رفتم پيش اين 2 تا دختر و گفتم ميشه هدف تون در مورد برگزاري اين نمايشگاه را براي من بنويسيد ؟ كاغذ و قلم رو دادم و نوشتن :

 

يا قاضي الحاجات

هدف ما و دوستان از ارايه كار ها در اين نمايشگاه ابتدا مردم با كارهاي ما آشنا شوند ، همچنين با انتقاد هاي سازنده دوستان كارهاي زيباتري جلوه دهيم و با كسب تجربيات دوستان به تجربيات خودمان بيافزاييم و در آخر مي توانم بگويم مديون سيدعلي مومن و آقاي عباس زاده هستيم .

 

 

ساعت 12:30 بود و داشتيم مي رفتيم از نمايشگاه بيرون كه دم در يه دفتر نظرات و انتقاد ها گزاشته بود . من و سعيد نظر خودمون رو داديم و رفتيم .

 

بقيه عكس هاي نمايشگاه را در ادامه مطلب ببينيد :
 

http://www.farsblogs.com/img/namayesh/100_0565.jpg


ادامه مطلب
[ ۱ ]